سوره عبس
سوره عبس
اين سوره بهسبب افتتاح با ذكر «عبوست» كه
از اوصاف عادتي و جبلي بشر است و بر انسان در هنگام
اشتغال آن به كاري مهم چيره ميشود،
«عبس» ناميده شد.
شان نزول این سوره
مفسران در بيان سبب نزول اين سوره كريمه گفتهاند:
اين سوره در شأن عبدالله بناممكتوم رضی الله عنه
پسر دايي (خالو) خديجه رضيالله عنها نازل شد.
جريان اينگونه بود كه عبدالله بناممكتوم رضی الله عنه
نابينا درحالي نزد رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم آمد
كه جمعي از سران قريش ـ عتبه و شيبه دو فرزند ربيعه
ابوجهلبن هشام، عباسبنعبدالمطلب، اميهبنخلف و
وليدبن مغيره نزد ايشان بودند و آن
حضرت صلّی الله علیه و سلّم بهسوي اسلام
دعوتشان ميكردند بدان اميد كه با مسلمان شدنشان
ديگران نيز مسلمان شوند.
در اين اثنا عبدالله بناممكتوم رضی الله عنه گفت:
يا رسولالله! بر من بخوانيد و مرا از آنچه كه خداي عزوجل
به شما تعليم داده است، تعليم دهيد
و اين سخن خويش را در حالي تكرار ميكرد كه نميدانست
رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم
بهدعوت سران قريش مشغولند.
پس آن حضرت صلّی الله علیه و سلّم اين امر را
كه او سخنشان را قطع ميكند، ناخوش داشته
چهره در هم كشيدند و از وي رو برگردانيدند.
همان بود كه اين سوره نازل شد.
بعد از آن رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم
ابناممكتوم را گرامي ميداشتند و چون او را ميديدند
ميگفتند: «مرحبا بمن عاتبني فيه ربي:
خوش آمد كسي كه پروردگارم مرا بهخاطر وي عتاب كرد».
آنگاه به او ميگفتند: «آيا هيچ كار و نيازي داري؟»
يعني من آماده هستم كه به كار و نياز تو بپردازم.
و آن حضرت صلّی الله علیه و سلّم دو بار او را بهعنوان
والي (استاندار) مدينه جانشين خويش ساختند
هنگامي كه به غزوات ميرفتند.
روايت شده است كه
رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم بعد از نزول اين سوره
نه هرگز بر روي فقيري چهره در هم كشيدند
و نه خود را به پرداختن به امور توانگري مشغول ساختند.

این وبلاگ به همه ی کسانی تعلق دارد که دریچه قلب خود را به سوی احدیت گشوده